کد خبر : 11062

از این منظر، حمله به دولتخانه صفوی در اصفهان را نباید صرفاً تعرض به مجموعه‌ای تاریخی دانست.

به گزارش پایگاه خبری بصیرت نو خوزستان: جمعه گذشته راهی اصفهان شدم؛ اما این بار، اصفهان، آن  هستی و مستی همیشگی را نداشت ، مسجد و بازار، کاخ و میدان، هر یک راوی غربتی جانکاه بودند ، کاشی‌های فیروزه‌ای زخم برداشته و عطر جادویی هل و زعفران از کوچه‌ باغ‌ هایش رخت بربسته بود.

بغضی سنگین گلویم را می فشرد ، زیرا اصفهان را رنجور و مجروح می‌یافتم ، گنجینه بی‌بدیل فرهنگ، هنر، حکمت و تاریخ، در سکوتی تلخ فرو رفته بود ، شهری که هویت ایرانیِ مسلمان را در متن زندگی روزمره مجسم می‌کرد ، شهری که با خشت و آینه، کاشی و کلمه، میدان و مناره، بازار و باغ، حافظه تاریخی ایران را بازمی‌آفرید؛ شهری که هر کوچه‌اش فصلی از کتاب ایران و هر ستون و ایوانش سطری از دفتر تمدن این سرزمین بود، اینک خود سر در گریبان غربت داشت.

آنچه در جنگ رمضان بر اصفهان رفت، صرفاً یک عملیات نظامی نبود. ده‌ها تن بمب و موشک بر شهری فرود آمد که با بیش از بیست‌ودو هزار اثر ملی، پس از مکه، از بزرگ‌ترین کانون‌های تمدنی جهان اسلام و از مهم‌ترین مراکز فرهنگ و هنر آسیا به شمار می‌رود.

در این حملات، حتی ساختمان استانداری اصفهان نیز ویران شد ، تنها استانداری کشور که هدف حمله‌ای گسترده و مستقیم قرار می گرفت.

حجم خسارت‌های واردشده، از نظر مالی، حتی بیش از تهران برآورد می‌شد و این واقعیت، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار می‌کرد: جنگ تحمیلی رمضان، تنها جنگی علیه خاک و تمامیت ارضی ایران نبود؛ بلکه نبردی علیه هویت، حافظه و معنای ایران به شمار می‌رفت ، حمله آمریکا به اصفهان، شبیخونی به ریشه‌های هویت ملی و حافظه تاریخی ایرانیان بود ، شبیخونی که وسعت ویرانگری آن را به دشواری می‌توان با یورش مغول و تاتار یا حتی تجاوز رژیم بعث عراق مقایسه کرد.

اصفهان، پس از ظهور اسلام و با برآمدن دولت صفوی، به جایگاهی رفیع دست یافت که هنوز بر فراز قله‌های تاریخ ایران می‌درخشد ، صفویان، پس از قرن‌ها آشفتگی و پراکندگی، ایران را بار دیگر بر مدار وحدت، اقتدار و استقلال نشاندند و عصر صفوی را به روزگار نوزایی ایران بدل کردند ، عصری که در آن دولت ملی احیا شد، استقلال سیاسی استقرار یافت و تشیع به یکی از ارکان هویت تاریخی ایران تبدیل شد.

از این منظر، حمله به دولتخانه صفوی در اصفهان را نباید صرفاً تعرض به مجموعه‌ای تاریخی دانست ، این حمله، کنشی نمادین علیه نقطه‌ای از تاریخ ایران بود که ایرانیان از آن بار دیگر قد برافراشتند و به وحدت، اقتدار و استقلال دست یافتند ، گویی دشمنان به‌درستی دریافته بودند که اصفهان، شهر حکمت، گفت‌وگو و سنت دیرپای تمدنی ایران، با قرائت عقلانی از اسلام، یکی از مهم‌ترین موانع در برابر خشونت، افراط‌گرایی و جمود تکفیری در منطقه جنوب غرب آسیاست.

در چنین شرایطی، شایسته است دولت چهاردهم، اصفهان را نه صرفاً در قامت یک شهر، بلکه به‌مثابه گنجخانه هویت تاریخی ایران و اسلام و یکی از بنیادی‌ترین کانون‌های فرهنگ، پیشرفت، معنویت و همبستگی ملی بنگرد ، با چنین نگاهی، بازسازی اصفهان تنها به مرمت چند بنای تاریخی آسیب‌دیده محدود نمی‌شود ، بلکه به احیای حافظه تاریخی یک ملت و سرمایه‌گذاری برای پاسداری از هویت ملی، انسجام اجتماعی و ارتقای سرمایه تمدنی ایران می‌انجامد ، هر آجری که بر جای خود می‌نشیند، تنها بخشی از یک بنا را بازنمی‌سازد ، بلکه پاره ای  از  حافظه و هویت ایران را استوار می کند.

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر دهید.